قرار ملاقات محمد حسین و هدیه زهرا
با نفیسه جون قرار گذاشتیم بعد از ظهر اگه هوا خوب بود و باد نمی وزید بریم پارک فدک، پارک فدک دو تا خیابون با ما فاصله داره. از وقتی قرار گذاشتم کلی ذوق داشتم ... زود کارام کردم ناهار خوردم و به محمد حسین ناهار دادم و راهی شدم دو تا تاکسی نشستم و زودی خودمو رسوندم پارک.
کنار وسایل بازی وعده کرده بودیم مشتاق و منتظر نشسته بودیم که یه دفعه دیدم نفیسه جون و هدیه زهرا دارن میان ... هدیه زهرا چنان ژست باحالی گرفته بود و داخل کالسکه نشسته بود عین مردای گنده
اول رفتیم یه کم تاب بازی کنن
فسقلیا رو یه تاب جاشون شد.
محمد حسین کم کم داشت خوابش میگرفت روی تاب
بردمش تا یه کم سرسره بازی کنه
موقع برگشت دوتاییشون رو نشوندیم توی یه کالسکه اما از اونجاییکه محمد حسین همش میخاست هدیه زهرا رو بگیره بخوره و عشق و علاقش رو با انگشتاش میخاست ابراز کنه به تفاهم نرسیدن و محمد حسین کالسکه رو ترک کرد


قرار ملاقات محمد حسین و هدیه زهرا 






